دنیای یک نویسنده دیوانه و منزوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست.

دنیای یک نویسنده دیوانه و منزوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست.

من از آن آدم‌هایی هستم که خوشبختی‌اشان، نه در میان مردم و در اسارت حرف‌های بیهوده و مهملشان، بلکه در میان صفحات کتاب است.
ترهاتی همچو غیبت و شایعه، بیش از هر چیز آزارم می‌دهند؛ تا جایی که حاضرم هیچ دوستی نداشته باشم ولی درگیر این مزخرفات نشوم.

۱ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

شمشیری از جنس فکر و کلام

برخی از ما هر وقت کسی را می‌بینیم که کمی با ما متفاوت است، شمشیر را در می‌آوریم و شرحه‌ شرحه‌اش می‌کنیم؛ البته این شمشیر از جنس فلز نیست؛ بلکه از جنس چیزیست که دیده نمی‌شود.

از جنس فکر و کلام، بله، فکر! می‌گویید که مگر فکر هم کسی را شرحه‌شرحه می‌کند؟ باید بگویم می‌کند، بدتر از هر شمشیر فلزی.

آن چیزی که این شمشیر را می‌سازد، فکریست که در کلام و رفتار تجلی می‌یابد. فکری از جنس آن حس اهریمنی خودبرتربینی که  دم گوشمان وسوسه می‌کند که بگوییم خودمان نمونه‌ی کامل انسان بودنیم و سایر مردم هم باید در معیارهای "شبیه ما بودن" بگنجند. 

زین نمط، برخی از ما هر کسی را که می‌بینیم شبیه ما لباس نمی‌پوشد، شبیه ما سخن نمی‌گوید، شبیه ما فکر نمی‌کند و در یک کلام، شبیه ما نیست؛ ولی نه برای خودش آسیبی دارد نه برای دیگران، پوزخندی می‌زنیم و گمان می‌کنیم چون به ما شباهت ندارد و در معیارهای ما از انسان عادی بودن نمی‌گنجد، لایق احترام و دوست داشته شدن نیست.

و این گمان، در کلام و رفتاری تجلی می‌یابد که چنین اندیشه ‌‌ای را از هزاران شمشیر خطرناک‌تر می‌کند. در پوزخندها، زمزمه‌ها، عتاب و خطاب‌ها و نیش و کنایه ها.

آیا ما تاکنون به این اندیشید‌ه‌ایم که به اندازه‌ی انسان‌ها، هویت در دنیا وجود دارد؟ تاکنون اندیشیده‌ایم که در میان این میلیاردها انسان، میلیاردها گدشته، اندیشه، درد و شادی هست؟

باور کنید بخشی از درد بشری، از ندانستن همین موضوع می‌آید. از نفهمیدن این که میلیاردها انسانند و میلیاردها هویت.