ضعف، شکست،نقص
- پنجشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۱۲ ق.ظ
-امیلی.به شکست خوردهها رحم کن. اگر لازم شد، بیرحمیها و بدجنسیها را مسخره کن؛ ولی دربارهی ضعفها رحم داشته باش. "امیلی و صعود، ال.ام.مونتگمری"
ما عادت کردهایم به ضعفها بتازیم، بدون این که بدانیم درمان کردن بهتر از سوزاندن است. یاد گرفتهایم شکسته را باید از بین برد یا به زور و جور استهزاء درمان کرد.ما پوزخند میزنیم و انتظار داریم صدای تمسخرخندمان درمانی برای ضعف و شکستگی باشد؛ اما تاکنون فکر کردهایم که به ضعفا رحم کنیم و به جای آن، به پلیدیهای "واقعی" حمله کنیم؟
اگر آدمی به اندازهی کافی زیبا، باهوش و در کل، "موفق و مورد پسند" نیست؛ اگر کسی نمیتواند کاری را مانند اساتید انجام دهد؛ آیا حقش تمسخر و استهزاست؟
چهگونه است که وقتی کسی بقیه را ریشخند میکند و آزار میدهد؛ ما با او همصدا میشویم یا از ترس، زبان در کام میکشیم؛ ولی وقتی کسی را میبینیم که صاف، اما ضعیف است، خار بر زبان و اعمالمان میروید؟
بلی، درست است، برخی آسیبها را فقط میتوان با قطع دفع کرد؛ اما بیایید دربارهی ناکامیها، سراغ قطع کردن نرویم. درمان کردن بهتر از شکاندن است، ما شکستخوردهها این را را میدانیم.
- ۰۴/۰۹/۱۴
حقیقتا فقط ضعیفه که ضعف رو تمسخر میکنه،فقط ضعیفه که دنباله روی فرد ریشخند کننده رو میگیره،به امید تایید شدن. به امید اینکه خودش بخاطر ضعفش مورد حمله قرار نگیره. به امید اینکه زیر سایه ی کسی که "به ظاهر" قدرتمنده،ضعفش رو مخفی کنه.وگرنه قهرمان ها و قدرتمندهای واقعی همیشه حامی مظلومها و ضعیف ها بودن و هستن.
+یاد کتاب پیش از آنکه بمیرم افتادم با این پست